مستند «دستهای خالی» به کارگردانی جمشید بیاتترک از جمله آثاری است که پس از نمایش، مورد توجه منتقدان و نویسندگان حوزه سینمای مستند قرار گرفت و نقدها و تحلیلهای مختلفی درباره آن منتشر شد. یکی از این یادداشتها با عنوان «ایستاده با دستهای خالی» توسط محمد عبدی در پایگاه پژوهشی هنر ولایی منتشر شده است.

در ادامه، چکیدهای از این نقد به منظور معرفی دیدگاه نویسنده بازنشر میشود. انتشار این مطلب صرفاً به معنای انعکاس یکی از نقدهای منتشرشده درباره این اثر است و لزوماً به معنای تأیید یا رد تمام دیدگاههای مطرحشده در آن نیست.
«ایستاده با دستهای خالی»
نویسنده این یادداشت، مستند «دستهای خالی» را تلاشی برای روایت سفرهای میشل فوکو به ایران در آستانه انقلاب اسلامی و بازخوانی دیدگاههای او درباره این رخداد تاریخی میداند.

به اعتقاد محمد عبدی، فیلم با تلفیق تصاویر آرشیوی، گفتوگو با نزدیکان و همکاران فوکو و بازسازی صحنههایی از حضور این فیلسوف فرانسوی در ایران و فرانسه، روایتی متفاوت از مواجهه او با انقلاب اسلامی ارائه میدهد. نویسنده معتقد است استفاده از بازسازیهای نمایشی، در کنار اسناد تاریخی، به جذابیت روایت افزوده و مخاطب را با فضای فکری و اجتماعی آن دوران همراه میکند.

در این نقد، یکی از نقاط قوت مستند، پرداختن به مقالات مشهور فوکو درباره انقلاب ایران و تحلیل نگاه او به مفاهیمی همچون «معنویت سیاسی» عنوان شده است. همچنین نویسنده به بازتاب گسترده این مقالات در رسانههای غربی و فشارهایی که پس از انتشار آنها بر فوکو وارد شد، اشاره میکند.

محمد عبدی در پایان یادداشت خود، «دستهای خالی» را نمونهای از تلاش نسل جدید مستندسازان ایرانی برای بازخوانی تاریخ انقلاب اسلامی میداند و معتقد است این اثر با بهرهگیری از روایت مستند و بازسازی تاریخی، کوشیده است بخشی از روایتهای کمتر دیدهشده این دوره را برای مخاطبان امروز بازگو کند.

منبع نقد:
محمد عبدی، «ایستاده با دستهای خالی»، پایگاه پژوهشی هنر ولایی.
